هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

142

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

روز شنبه ، سلخ شهر شعبان 96 [ 12 ه . ق . ] منزل امروزى ، كنار رود « ارس » است . صبح زود از منزل « عريان دبى » شدّرحال « 1 » گرديد . چون بوغاز « 2 » « دره‌دز » ، « 3 » كه در سر راه « سرحد » واقع و از جاهاى سخت است و عبور كردن از آن با « تخت روان » قدرى صعوبت داشت ، جناب آقاى « ثقة الاسلام » ، امروز را سوار تخت نشده ، به اسب سوار شد . طول اين تنگه « دره‌دز » را به بطىء و تأنى قطع كردند . فاصلهء امتداد بوغاز « دره‌دز » تقريبا يك فرسخ و نيم است . رودخانهء بزرگى از وسط دره از جنوب به شمال جارى است . كوههاى سخت مرتفع از طرفين به ارتفاع زياد سر به اوج ثريّا كشيده [ و ] غير از اين راه محال است از جاى ديگر تردّد شود ؛ و همين راه بود كه در جنگ آخرى قشون « روس » به عدهء قليلى تخطى كرده ، صدمات كلّى به « دولت علّيه » وارد گرديد . بعد از گذشتن اين تنگهء « دره‌دز » ، خاك « گرگر » « 4 » است . تا لب رود مسّطح و محل زراعت است . خربزه « گرگر » مشهور است ، كه به غايت لطيف و شيرين مىشود . تمامى مسافت از « عريان دبى » الى « سرحد » چهار فرسخ است ، ولى به جهت سخت بودن راه ، به فاصله 8 ساعت طى گرديد . [ جلفا ] عالىجاه « حاجى ميرزا عبد اللّه » ، كه مدت مديدى در اين سرحد به « سرحددارى » مأمور است ، جناب « آقا » را استقبال كرده ، در « مهمان‌خانهء دولتى » منزل فرمودند . غير از مهمان‌خانه ، چند جاى معتبرى متعلق به « دولت عليه » از قبيل « تلگراف‌خانه »

--> ( 1 ) . بستن بار براى رفتن به جايى . ( 2 ) . بوغاز يا بغاز واژه‌اى است تركى به‌معناى تنگه و گلوگاه . بغاز Bogaz ) يا ( Boghaz در اصل واژه است صربستانى ، به مفهوم منطقه‌اى است آهكى كه به مرور به وسيله تخليه و جابه‌جايى آب‌هاى سطحى شسته شده و تنگه يا شكافى را در سطح زمين به وجود آورده است . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 28 ) ( 3 ) . دره‌ديز يا دره‌دز ، محلى است كنار راه تبريز به جلفا ، ميان « چرچر » و « شجاع » در 110 كيلومترى شمال تبريز . ( 4 ) . گرگر ( gargar ) كه امروزه شهر هادى شهر از تركيب دو شهر « علمدار » و « گرگر » پديد آمده و از توابع شهرستان جلفا است . اين شهر در سال 1375 ه . ش . 822 ، 25 نفر جمعيت داشته است .